بوی مهر
سلام عزیزکم.
الان که دارم این متن رو برات مینویسم ساعت 5:15 عصر روز چهرشنبه 29 شهریور هست. من اینترنت ندارم. خونه مامان بزرگی هستم. گفتم برات بنویسم. اینترنت که گیرم اومد آپ میکنم.
عصر دلگیریه مامان. اهنگهای روزای تنهایی تهرون رو گذاشتم و به یاد نبود تو اشک میریزم. نی نی گلم میخام از قدیما برات بگم. بچه که بودم عروسکی داشتم اسمش آمیتا بود. یه عروسک پولیش ساده. اما برای من بسیار با ارزش بود. تو عالم بچگی همه کسم بود هم عروسک هم بچه هم خواهر. کلا همه چی من بود. یادمه همیشه ناراحتیامو بهش میگفتم. باهاش حرف میزدم و براش گریه میکردم. وقتی هم ننبابام رفت فقط به اون گفتم. وقتی بابابزرگ هم رفت فقط به اون گفتم. فقط برای اون گریه کردم. پیش دانشگاهی بودم گمش کردم. اصلا نمیدونم چه بلایی سرش اومد. از اون وقت همیشه وجود یه هم صحبت رو تو زندگیم خالی دیدم. روزگاری ارزو میکردم خواهر بزرگتری داشتم که باهاش حرف میزدم. میدونی دلم میخاد یکی باهام حرف بزنه و نصیحتم کنه. شدیدا به نصیحت احتیاج دارم.
گاهی احساس میکنم چقد تنهام. پیش خودم میگم کاش تو بودی و تمام تنهایی های مامانت با بودنت پر میکردی. نمیدونم چرا این کار رو با من میکنی. نکنه مث مامانت ادم لج بازی هستی. J بخاطر بابا چی؟ اون که مرد خوبیه. اون که لجباز نیس. به خاطر اونم نمیای؟
کم کم داره بوی مهر ماه میاد و هوا نم نم رو به خنکی میره. وای که چقد عاشق پاییزم. عاشق اون خنکی ملایمشم که تا مغز استخون نفوذ میکنه. کاش بارون میبارید. دلم بوی نم بارون میخواد. دلم واسه بابایی یه ذره شده. اما دلم نمیخواد برگرده تا 4 ماه دیگه. دلم میخواد وقتی برگرده که دیگه رفتنی نباشه. اگه بخواد بیاد و دوباره بره اذیت میشم. دوباره کلی طول میکشه تا به دوریش عادت کنم.
بوی پاییز که میاد دلم واسه مدرسه تنگ میشه. دلم میخواد هنوز مدرسه میرفتم. یاد اون مدرسه راهنمایی تو کوچه پشتی خونمون بخیر. واسه خودم پادشاهی میکردم. چه زود گذشت. جالب اینجاست که دیگه هیچ نشونی از هیچکدوم از بچه های راهنمایی یا دبیرستان نیست. هیچوقت دیگه هیچکدومشون نیستن. از امسال دوره راهنمایی رو برداشتن و بچه ها بعد کلاس 5 میرن کلاس 6. با خودم گفتم همه اونا خاطرات زیبای یه دروه تحصیلی رو از دست دادن. دوره ای که یه دنیا خاطره و زیبایی توش هست. دوره ای که با اون مانتوهای خاکستری رنگ که میپوشیدیم نه حس میکردی بچه ای و نه حس میکردی بزرگی.
دعا کن این کار مامان درست شه. به شدت به کلاس نیاز دارم. باید برم. اگه بهم خبر ندن داغون میشم. بی تو و بابایی چکار کنم؟
خدایا دستمو بگیر. تنهام نزار.


بوی مهر 
